محمد رضا قمشه اى
105
مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى )
عقليات را به نزد علّامه شيخ محمّد رضا قمشهاى و فقه را از شيخ محمّد حسن نجفى تحصيل نمود تا آن كه به اعلى درجهء علم نائل گشت و در فلسفه با جدّيت تمام تمحّض نموده و تمام غوامض آن را هضم نموده و بدانپايه رسيد كه در عصر خود منحصر به فرد بود . نام و استادى او در همه بلاد پيچيده و شهرهء آفاق گشت و طالبان علم از سرزمينهاى مختلف به او روى آوردند و كسب فيض نمودند . آن بزرگوار در فقه و اصول نيز عميق و متبحر بود . نزديك به چهل سال در مدرسه صدر اصفهان ساكن و مشغول تدريس فقه و اصول و رياضيات و حكمت و . . . بود و عده كثيرى از بزرگان افاضل زير دست او تربيت شدند و عدهء بسيارى از علما و حكما به نبوغ و تفوّق علمى او اعتراف داشته و به شاگردى وى افتخار مىكردند . در عامه طبقات جامعه مردى آبرومند و مورد اطمينان بود و اقامه جماعت مىنمود و أصناف مختلف در آن شركت مىجستند و نماز او با شكوهترين نمازها در اصفهان بود . با اينكه اين عالم جليل در علوم مختلف متبحّر و داراى جلالت و قدر و عظمت والايى بود از زى سادهء اوّليه ( ايلى ) خود خارج نگشت مگر اينكه هنگام نماز عمامه كوچكى بنا به استحباب آن ، بر سر مىبست . زندگى شريف خود را با تدريس و افاده و ارشاد و عبادت به پايان برد تا اينكه در شب يك شنبه سيزدهم رمضان سال 1328 به سراى باقى شتافت . و در گورستان تخت فولاد پشت تكيه سيّد محمّد ترك مدفون گشت و مزار شريفش هميشه زيارتگاه اهل علم و فضل و أدب و عرفان و سلوك است . و در روز وفات از عمر پر بار او 85 سال مىگذشت و در خلال آن نه همسرى داشت و نه فرزندى و اين مسئله هيچگاه به ذهن او خطور نكرد . « 1 »
--> ( 1 ) - مرحوم آقا مير حسن نجفى قوچانى در كتاب سياحت شرق كه شرح زندگى او است مىنويسد : يك نفر ديگر از علماء متدين در آن مدرسه ( صدر ) جستيم جهانگير خان از لرهاى بختيارى يا قشقايى مكلّا بود . خانه و زندگى بجز حجره مدرسه نداشت و نماز جماعت هم مىخواند . آن هم ( مانند آخوند كاشى ) پيرمرد بود و لكن گاهى متعه مىگرفت . متشرع تر از آن شيخ كاشى در ظاهر بود . يك دو روز به نزد او به درس اشارات شيخ رفتيم . . . ( مشهد - انتشارات طوس ، ص 162 ) .